خرید بک لینک
یه افطاری 6 نفره گرفتم توووووپ با کلی دنگ و فنگ سوپ شیر مرغ شکم پر قیمه و...... سفره افطار + ژله فرنی سالاد .... عالی بود کلی حرف زدیم با دخترا فروزان خیلی دوست داره سر از کار منو ارزو در بیاره تمام زندگیشو بی پرده تعریف میکنه یکم مغروره اما برا ما نه برا اطرافیان غرور کاذب گرفته سر بی بند

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 6:27

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 6:27

بعدِ هزارمین باری که نتونستی
یه روز
یه روزِ عادی مثل بقیه روزا
بی هیچ اتفاق خاص و بی حضور هیچ تازه واردی توو زندگیت
یه آن بی مقدمه
میری سراغ یه فلدر قدیمی
و بی معطلی اون رو پاک می کنی...
اون لحظه
نه قدرتمندی٬ نه فراموش کردی٬
نه لج کردی؛
فقط به منطقی ترین حالت ممکن پذیرفتی
که یه خاطره هایی در عین عزیز بودن
از یه جایی به بعد دیگه بی فایده ان...
بی فایده

#پریسا زابلی پور

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 6:27

دو ماه از اخرین پیام هامون میگذرهامشب اولین شب احیایادممیاد .. سه سال پیش سر پله های مسجد نشسته بودمقرآن رو سرم بودبا تمام نا امیدی از خدا میخاستمشبا تمام بی منطقیم داد میزدمو میخاستمش ..به هر ادم عاقلی میگفتم .. میگفت غیر ممکنهتلاشت بی فاییده اسمیدونی نمیشه و میخایش ؟؟؟میگفتم به خدا ایمان داری ؟

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 5:52

ما زنها اگر بی دفاع نمیماندیم شاید به رژ لب و خط چشم و لاک پناه نمیبردیم!چه شبها که پای گوشی و عکس های قدیمی گریه نکرده ایم و ناخن نجویده ایم و تا صبح از فکر و خیال نخوابیده ایم!و صبح فردایش پوستمان که خراب شده را با کرم پودر و لبهای رنگ پریده مان را با رژ لب و چشم های بی حالت و پف کرده مان را با خط

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 18:00

جمع چهار نفری مون شده 6 نفر ارزو شوهرش منو شوهر فروزان و شوهرش خوش میگذره اسما هم دخمل دار شد ... ولی فرمالیته اس :/ باهاش صمیمی شدیم از زندگیش گفت اونم قبلا عاشق بوده ... ای بابا عجب دنیایه ... چقدر بده که با عشقت ازدواج نکنی .. مهدی رو بلاک کردم خیلی وقته دیگه نیستش و نیستم .. احساس میکنم درس

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 18:00


تمامی ما، تاریخ مصرف داریم! گاهی با دوست داشتن کسی، تمام میشویم.. گاهی با تَرک کردن کسی، و گاهی هم با مرگ ...
در حالت آخر، مشکل خاصی نیست. ولی در دو حالت قبلتر، بیشتر شبیه سیبهای پوسیدهایم که با ادامه دادن، رنج را شخص به شخص، به همنوعانمان، عفونت میدهیم.


#حمید_جدیدی

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 18:00

یه وقت هایی

به یه جایی توو زندگیت میرسی
که از خودت سوال میپرسی،
"چرا هنوز دنبال چیزی میرم که،
حتی دیگه نمیخوامش!؟

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 2:38

سر قولت بمون

قرار شد مهم نباشه

معمولی باش

لطفا ...

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 2:38

قضیه زکیه رو آرزو فهمیده داغ بوووووووود عجیب .زکیه زده به سیم اخر ترکونده ... ارزو هم گفته هرچی بدبختی داری از سر همین خیانت کردنته میگه شیر زکیه خشک شد سر همینه کار خداست .... هیچ قضاوتی نمیتونم بکنم ... نمیتونم هیچی بگم فقط سکوت میکنم میترسم از قضاوت بی جا ..... نمیدونم چه حکمتی بود سر در

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 2:38

صفحه بندی